اینروزها به دلایلی که هممون هم میدونیم یک عده ای ضد مذهب شدن، تاکید می کنم ضد مذهب و دسته وسیعی از این عده خیلی روی تاریخ ایران قبل از اسلام مانور میدن و معتقدن اگر اعراب به ایران حمله نمی کردن یا اگر دینمون زرتشت می موند و.... الان چنین بودیم یا چنان.
در ابتدا من بگم که من کاملا به تاریخ کشورم در دوران قبل از اسلام افتخار میکنم و اتفاقا معتقدم که باید بیشتر در این زمینه مانور داد و تحقیق کرد. ولی بازهم معتقدم این امر مانع از نقد آن دوره نمیشه و اگه حکومتهای اون دوران هم سقوط کردن حتما دلایل جامعه شناختی و تاریخی برای اون سقوطها وجود دارد و طبعا نقاط ضعفی هم بوده که به این امر دچار شدن.
نمونه بارزش همین حکومت ساسانیان هست که اتفاقا در مقاطعی از آن دوران ایران در اوج شکوه و عظمت و اقتدار سیاسی، علمی، هنری و فرهنگی و...بوده ولی این دلیل نمیشه که قساوت ها، خونریزی ها و جنایاتی که در اون دوران اتفاق افتاده رو نادیده بگیریم.
کسانی که مرتب میگن اگه اعراب حمله نمی کردن چنین میشد و چنان انگار یادشون رفته در آخر دوران ساسانی ظرف 10-15 سال در ایران حدود 10 پادشاه عوض شد و مرتب پادشاهان به دست همدیگه به قتل می رسیدند. پسر خسروپرویز پدر رو کشت، خود خسروپرویز دو تا داییش رو که در رسیدن به حکومت بهش کمک کردن کشت، یکی از پادشاهان زن ایران به دست رستم فرخزاد کور و سپس کشته شد. چند بار قیام علیه حکومت شکل گرفت از مانی و مزدک بگیر تا برزویه و...
نظام طبقاتی وجود داشت، در اواخر این دوران دین زرتشت کاملا در خدمت سیاست قرار گرفته بود و از حالت معنویش خارج میشد و...
از نظر جامعه شناختی اگر اعراب هم حمله نمی کردن این نظام بالاخره از درون از هم می پاشید، حمله اعراب فقط این فروپاشی رو سریعتر کرد. جالبه که در تاریخ اومده بسیاری از فرمانروایان ایالات و زمینداران بزرگ با اعراب به توافق رسیدن که با دادن جزیه قدرتشونو حفظ کنن و بدین طریق به یزدگرد سوم خیانت کردن که البته اونا هم پارسی بودن و....
البته بخشی از ایران هم دلیرانه مقاومت کرد و متاسفانه به بدترین وضعی کشته شدند.
بماند....
بعد از حمله اعراب هم بعد از حدود دو قرن که مدت زمان تطبیق ایرانیان با وضع جدید بود (در همین دوران هم در اصل ایرانیان سیستم حکومتی بنی عباس را سامان دهی و اداره می کردن) دوباره ایرانیان قدرت خودشونو بازیافتن و دین جدید رو با فرهنگ خودشون تطبیق دادن ....
بهتره اگه می خوایم تاریخ رو تحلیل کنیم پیوستگی اونو در نظر بگیریم و از نگاه یکطرفه اجتناب کنیم. بعد از اسلام هم ایرانیان در دورانهایی پیشرفتهای خیره کننده ای داشتن که این نشون میده دین جدید مانعی برای پیشرفت اونها نبوده حالا اگه در مقاطعی افت داشتیم (که من هم موافقم در جاهایی مذهب رسمی و حاکم هم در اون نقش داشته) چه در قبل و چه در بعد از اسلام نباید همشو به یک عامل تقلیل داد بلکه باید واقع بینانه دنبال عواملش گشت.....
خلاصه کلام: با حمله یکجانبه به دین هیچ اصلاحی صورت نمی گیره و این دقیقا همون کاریه که متحجرین و خشک اندیش ها با حمله به دگراندیش ها صورت میدن.