فرض کن بعد از مدتها یک همکلاسی، همسایه و یا آشنای قدیمی را می بینی، بعد از اینکه با هم صحبتی می کنید، پارکی، رستورانی، خانه ای جایی می روید و خلاصه یک مدتی را با هم هستید، از هم جدا می شوید و به احتمال زیاد شماره ای، آدرسی چیزی هم از هم می گیرید.
بعد از اینکه تنها شدی یک مروری به خاطراتت از گذشته تا به حال با این آدم می اندازی.
حالا فکر کن به این نتیجه می رسی که مثلا در این چهار، پنج سال که هم را ندیده بودید، طرف اصلا رشد فکری نداشته، یک جورایی در همان دوران قبل متوقف مانده. احساس بدی به آدم دست می ده. یه جور حال تهوع و یا چندش.
دقت کردی نگفتم یک دوست، چرا که اولا آدم از دوستش حتما اگر شده دورادور هم خبر داره و ثانیا سعی می کنه که با آدم های متوقف دوستی نکنه، حالا رابطه داشته باشه اشکال نداره ولی دوستی و نزدیکی معیارهای خاص خودشو داره.
سلام دوست عزیز اگر ممکنه مارا با نام **فرمانروای عشق لینک کنید ما هم شما را با نام در خواستی خود لینک می کنیم حتما اسمت را یه ما بگو
خوبه که با دقت نوشتین چون منم دقیقن داشتم فکر میکردم این آدم دوست نمیتونسته باشه!
آره... دوستی و نزدیکی معیارهای خاص خودشو داره. ولی خیلی از آدمها معمولن به این چیزها فکر نمیکنن.