بعضی ها سفر میرن که فقط سفر رفته باشن. هر جا میرن یه اسکن با نرخ نمونه برداری پایین انجام می دن و بعد میرن جای بعدی.
بعضی ها وقتی سفر میرن فقط شخم میزنن!!!!
بعضی ها هم سفر میرن که ببینن و کشف کنن. اینها نرخ نمونه برداریشون بالاست و اسکنشون بیشتر نقاط رو شامل میشه.
اوریانا فالاچی تو یه کتابش که در مورد زنان شرقی هست در قسمت فکر کنم هندوستانش در مورد یه زن و مرد آمریکایی صحبت میکنه که سفر میرن تا فقط عکسی به یادگاری بندازن و به آشناهاشون نشون بدن و بگن ما فلان جا رفتیم، اینا دسته اولن.
دسته دوم هم که متاسفانه تو ایران زیاد شده، البته من اسم اینو دیگه سفر نمی تونم بذارم. طرف معنای پیک نیک، کوهنوردی یا اردو را با سفر یکی گرفته. وسایل آشپزخونه را ور می داره میندازه تو ماشین، هر جای شهرم کنار خیابون، تو مدرسه ای، پارکی و... مناسب دید همون جا اطراق می کنه!!!!! بیشتر از اینم که بگرده زباله تولید می کنه!!!! معمولا هم شلوغترین زمانها را برای این کار انتخاب می کنن. بدتر اینکه فکر کنم به جای اینکه لذت از گردش ببرن، خستگی براشون می مونه، تازه میگن چرا آمار تصادف تو جاده های ایران بالاست!!!!!
اما دسته سوم: انتخاب یه زمان مناسب که حتی الامکان اون مکان مد نظر برای مسافرت خلوت باشه، یه جای خوب و راحت و تمیز برای استراحت، فرصت و انگیزه کافی برای گردش و دیدن، بیشتر از اینکه بری خرید، بری جاهای دیدنی، تاریخی و طبیعی رو ببینی و گاهی هم با مردم اون منطقه از نزدیک تماس داشته باشی تا با فرهنگ و آداب رسومشون آشنا بشی. از همه مهمتر هم اینکه فقط سعی کنی لذت ببری و فکرتو از مشکلات و مسائل کاری یا شخصیت جدا کنی و فقط و فقط تو سفر قدر لحظات رو بدونی.
این دسته بندی فقط مربوط به سفرهای مربوط به دیدن یه شهر یا منطقه یا... است.
وگرنه مثلا سفر برای کوهنوردی، پیک نیک بیرون شهر و... مسلما نوعش متفاوت هست.







